أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

62

آثار الباقيه ( فارسى )

چنين مىگويد بويه بن فناخسره بن ثماده سپس در ثمان هم اختلاف شد برخى گفتند ثمان بن كوهى بن شيرزيل اصغر و برخى كوهى را انكار كردند و گفتند شيرزيل اكبر بن شيران بن شاه بن شيرپناه بن سيستان شاه بن سيس خره بن شيرزيل بن سسناذر بن بهرام . پس در بهرام هم اختلاف كردند آنان كه بهرام را به فرس نسبت دادند چنين گفتند بهرام گور و همان نسبى كه در فوق ذكر شد ذكر كرده‌اند و آنان كه بهرام را عرب دانستند گفتند بهرام بن ضحاك بن الابيض بن معويه بن ديلم بن باسل بن ضبة بن ادو در جمله پدران او لاهو بن ديلم بن باسل را ذكر كردند و بدين سبب اولاد او را لياهيج گويند . ليكن اگر كسى آنچه را من در آغاز كتاب گفتم مراعات كند يعنى ميانه افراط و تفريط حد اعتدالى را بگيرد از اين قبيله فقط اين مقدار خواهد شناخت كه بويه پسر فناخسرو است « 1 » و اقوام ديلم به حفظ انساب معروف نبودند و كسى همچنين ادعاى نكرده است و بسيار كم اتفاق مىافتد كه با طول زمان انساب به توالى محفوظ بماند و يگانه برهانى كه براى نسبت بخاندانى بافى است آن است كه جمهور خلق بر آن اجماع كنند . چنان كه درباره‌ى سيد اولاد آدم چنين اجماعى روى داده كه نسب او بدينقرار است محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمه بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار معد بن عدنان . هيچيك از عرب و عجم در توالى اين انساب شكى ندارد چنان كه در اين هم شك ندارند كه او از ولد اسمعيل بن ابراهيم عليهما السلام است و آنچه كه از پدران او از ابراهيم تجاوز كند و در تورات مذكور است و اما ميانه‌ى اسمعيل و عدنان از

--> ( 1 ) - متنبى كه به ايران آمده بود در مدح عضد الدوله مىگويد : لقد رايت بفارس عضد الدوله فنا خسرو شاهنشاها